گل نرگس فدای رنگ و بویت

بیائید برای ظهور مولامون کاری کنیم/ آیا جز این است که آمدنش را ما به تاخیر می اندازیم؟!

قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است.
یازده بار شمردیـــــم و یکـــی باز کـم است.


این همه آب که جاریست نه اقیانوس است.
عرق شرم زمین است که سرباز کم است.


 

نوشته شده در ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ توسط زهرای منتظر نظرات () |

 

 

 

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی
 
زسمت مشرق جغرافیای عرفانی
نوشته شده در ٢٠ آبان ۱۳۸٩ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ توسط زهرای منتظر نظرات () |

شهید

چه ساده لوح اند

انان که می پندارند،عکس تو را

به دیوار های خانه ام اویخته ام

و نمی دانند که من

دیوار های خانه ام را

به عکس تو اویخته ام!

 

نوشته شده در ۸ مهر ۱۳۸٩ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ توسط زهرای منتظر نظرات () |

ای به فدای قد رعنای تو

عالم هستی همه شیدای تو

سرمه ی من خاک قدمگاه توست

قبله ی من چهره ی چون ماه توست

صورت زیبای تو شمع دلم

نام قشنگ تو گل محفلم

طاق دو ابروی تو محراب من

روی پراز نورتو مهتاب من

کن نظری بر دل ما لحظه ای

روی قشنگت بنما لحظه ای

لحظه ای ای دلبر وجانان ما

بیا به مهمانی چشمان ما

من که زلیخای نگاه توام

عاشق چشمان سیاه توام

یوسف زهرا به دل زار من

کن نگهی ای مه ودلدار من

روی دل آرای تو جانان کجا

چهرهی آن دلبر کنعان کجا

یوسف کنعان چو پدیدارشد

دست زنان زخمی وخونبار شد

یوسف کنعان چوتورا بنگرد

دست به چاقوی تعجب برد

نوشته شده در ۱٦ تیر ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ توسط زهرای منتظر نظرات () |

 

سلام بر منتظران مهدی


ما منتظریم از سفر برگردی یک روز شبیه رهگذر برگردی

با کاسه آب و مجمری از اسپند ما آمده‌ایم پشت در برگردی

وقتی سر شب که رفتنت را دیدیم گفتیم نمی‌شود سحر برگردی

ما منتظر توایم آقا نکند یک جمعه غروب بی خبر برگردی

من گوشه‌نشین کوچه برگشتم ای کاش که از همین گذر برگردی

پرواز نمی‌کنیم از اینجا باید در فصل نبود بال و پر برگردی

وقتش نرسیده است ای مرد ظهور با سیصد و سیزده نفر برگردی



علی اکبر لطیفیان

 

نوشته شده در ٧ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ توسط زهرای منتظر نظرات () |


Design By : Night Skin