گل نرگس فدای رنگ و بویت
بیائید برای ظهور مولامون کاری کنیم/ آیا جز این است که آمدنش را ما به تاخیر می اندازیم؟!
هوالمُدبّرالامور.. السلام علیک یااباصالح المهدی(عج).. خانه را آب و جارو کنید.. امروز مهمان داریم.. مهمان؟؟ سالهاست که هر جُمعه همین را میگویی اما مهمانی نمی آید.. آخر خودش به من قول داده است که یک روز جُمعه منتظر آمدنش باشم...! حالا از کجا میدانی که امروز بیاید؟؟ شاید این جُمعه هم.......... به خدا قسم که صدای گامهایش نزدیک تر شده.. تو آماده ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر آمد تمام کارها را انجام داده ای؟؟؟ میخواهم بهترین میزبان برای مولایمان باشی.... ............. میشنوی؟؟ چه میگویی؟؟ چه را میشنوم؟؟ صدایش می آید... نمیشنوی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ صدای حضور مُنوّرش را ..! این آخرین جُمعه هاست که بی مهمانم به سر میشود...................... ایمان دارم! ..... کودکم! آرام بخواب که بزودی دیگر سر گرسنه به بالین نخواهی گذاشت... بالاخره یک روزی از همین روزها آن عروسک پشت شیشه ی مغازه را برایت میخرم... پسرم ! شاید از امروز دیگر لازم نباشد که دوباره کفشهایت را وصله بزنی.. برایت یک کتانی خوشرنگ میخرم از همانهایی که دوستَت داشت.. و پدر دیگر شرمنده ی طفلانش نخواهد بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ... ..... خدایا ! هیچ پدری را شرمنده ی کودکش مکن... خدایا چه زیباست آن روزی که فرمودی زمینت را مُستضعفان به ارث خواهند بُرد... چه قدر تفاوت است میان دو انسانی که یکی از شدت ثروت فربه گشته و شب بر کیسه های سکه هایش(!!!!!) سر میگذارد و دیگری، که باید هرشب با نگاهی شرمنده به کودک نحیفش لبخند زند! آن کیسه ها کُجا و این لبخند کُجا؟؟؟!!!!!! اللّهمّ بلغ مولانا الامامَ الهادی ِ المَهدی! دلهایتان جمکرانی و راهتان کربلایی باد! برای ظهور مولا صلوات... السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه! سلام بر امام پاک و مهربان خودم.
مولای خوبم دوست دارم با تو آنگونه که لایق هستی سخن گویم اما افسوس که ادب این حقیر و توان قلمم گوشه ای ز خال هاشمی ات را هم نمیشود..
مولایم! گویی همه جا را غم فراقت گرفته... بوی گریه ی نسترن ها می آید!!!!!!!!!!
در سنگهای قلبها! گُلی را توان روییدن نیست.. به تو مینگرم که چگونه با قلبی آکنده از غم و با چشمانی پُر ز خون !!!!!!!!! قطره ی نور نگاهت سوی اعمال ما میدود!
امامم! تو دعا کن تا من و امثال من نه به معنای جسم ،،، که به حقیقت کلمه ی روح،،، آدم شویم.. بُغض آسمان را میبینی که دیگر دریاها هم سیراب ز اشک آسمان گشته اند؟؟ این همه خسته دلان.. این همه گرفتاران.. این همه درماندگان.. این همه بی پناهان..
این همه خونهای به نا حق ریخته شده.. این همه ظُلمممممممممممممممم پس چرا نمی آیی یوسُف گُمگشته ی ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شرمنده ام... شرمسارم.. شرمسارم که خود پاسُخ سؤالم را میدانم.. خودتان فرمودید که اعمال خود شیعیان ماست که ظُهور ما را به تاخیر می اندازد! برای فرجشان صلوات:
اللهّمّ صَلّی عَلی مُحَمّد وَ آل ِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُمْ وَ فَرَجَنابهِم مثنوی عشق
بیا که با تو بهاران ز راه میاید
سوار توسن مهر و پگاه میاید
تو از عشیره اب و گیاه و خورشیدی
در اسمان خیالم چو مهر و ناهیدی
سحر ز شرم نگاهت به حیرت افتاده است
ز مهر گرم نگاهت به حیرت افتاده است
سحر به بوی تو پلکش گشوده می گردد
درون شط سپیده غنوده می گردد
هنوز حرف دل شاعران امروزی
هنوز مثل چراغ سپیده می سوزی
نگاه اینه ها هم به حیرت افتاده است
ز حسن روی تو یوسف به غیرت افتاده است
نگاه چشم تو اشوب می کند بر پا
خوشا کسی که شود بر نگاه تو شیدا
ز ایل پاک سحر زاد روزگارانی
تو از قبیله گل و ز تبار بارانی
بهار بی تو عزیزم کجا صفا دارد
بیا که بی تو چشمت دلم عزا دارد
به مهر پیک بهاران به خانه ات برگرد
که بی حضور نگاهت خموشم و دلسرد
سلام بر مولای غریبم! دو هفته است از نعمت داشتم مادر محرومم
خواستم چون زینب کبری شوم اما نشد!
همه پیام دادند که تو برای ما الگوی صبر بودی و همیشه به ما دلداری و دعوت به صبر میکردی ولی حالا خودت؟!نشد اقاجون نشد! من کجا و زینب کبری(س)کجا! امروز خوندم نوشته بود دوستم تو که آقا داری آری اقای خوبم این مدت از تو غافل شدم امروز با التماس و گریه از خودت میخوام کمکم کنی مولا جون! یا مهدی ادرکنی!













| Design By : Night Skin |


