ای به فدای قد رعنای تو

عالم هستی همه شیدای تو

سرمه ی من خاک قدمگاه توست

قبله ی من چهره ی چون ماه توست

صورت زیبای تو شمع دلم

نام قشنگ تو گل محفلم

طاق دو ابروی تو محراب من

روی پراز نورتو مهتاب من

کن نظری بر دل ما لحظه ای

روی قشنگت بنما لحظه ای

لحظه ای ای دلبر وجانان ما

بیا به مهمانی چشمان ما

من که زلیخای نگاه توام

عاشق چشمان سیاه توام

یوسف زهرا به دل زار من

کن نگهی ای مه ودلدار من

روی دل آرای تو جانان کجا

چهرهی آن دلبر کنعان کجا

یوسف کنعان چو پدیدارشد

دست زنان زخمی وخونبار شد

یوسف کنعان چوتورا بنگرد

دست به چاقوی تعجب برد

/ 0 نظر / 20 بازدید